یادآوری: «یادداشتهای وارده»، نظرات و نوشتههای خوانندگان وبلاگ است که برای انتشار ارسال شدهاند. این مطالب «لزوما» همراستا با نظرات نگارنده «مجمع دیوانگان» نخواهند بود.
مازیار وطنپرست - ماه عسل کوتاه ما با اینترنت پس از انتخابات به پایان رسید. دوباره شیر فلکه را بستهاند. عدهای که خود را قیم شهروندان میدانند، خویشتن را محق به کنترل کلیه اعمال و رفتار و ارتباطات آنها دانسته و در اجرای این حق یکطرفه قایل به حد واندازهای نیستند. البته این تفسیر رسمی است، ما هم همین تفسیر رسمی را بررسی میکنیم.
اگر قرار به کنترل گناه «مومنین / شهروندان / بندگان» باشد، چرا انبیایی مثل «داوود» و فرزندش «سلیمان نبی» که هر دو علاوه بر نبوت دارای پادشاهی این جهانی و معجزات و کرامات بسیار بودهاند، اجازه «مونیتورینگ وجدان» و «فیلترینگ نفس عماره» مومنین را پیش از وقوع گناه نداشتهاند؟ چرا «امر به معروف» و «نهی از منکر» آنچنان که مدعیان حکومت دینی با استفاده از فنآوری غربی در پی آنند، حتی در زمان خلفا نیز ساحتی اینچنین موسع و متجسس در زندگی «مومنین/ شهروندان» نداشته است؟ اگر پاسخ این سئوال «تغییر زمانه و احوال اجتماع» باشد، چرا به تغییر طرز تفکر و کلام دینی به ارث رسیده از قرون وسطی به ضرورت تغییر زمانه و لزوم قرائت متناسب با احوال جدید گردن نمی نهند؟
در خبرها آمده بود آقای علی مطهری نماینده اصولگرای مجلس از کشف ابزار شنود و دوربینهای مخفی جاگذاری شده در دفتر کارش بسیار ناراحت شده و از وزارت اطلاعات درخواست توضیح میکند. من کاری به آن عده معلومالحال از نمایندگان مجلس (وکیلالدولهها) ندارم که به مطهری اعتراض کردند و گفتند «اگر خورده برده نداری چرا از شنود حرفهایت میترسی؟» روی سخنم با خود آقای مطهری است که بسیار حرفهای مثبت هم از او شنیده شده:
آقای مطهری! شنیدهایم در جریان مسابقه والیبال ایران و ایتالیا شما بسیار ناراحت شده و به آقای ضرغامی تلفن زده و از نمایش تماشگران ایرانی یا خارجی در لباسهای دست و دلبازانه تابستانی به شدت گله کردهاید. لابد شما خود را قیم من (به عنوان یک شهروند) میدانید که از بروز اختلالات اخلاقی در من (یا سایر شهروندان) گله دارید. کاری به این ندارم که چرا دروغگویی را از مصادیق بیاخلاقی نمیدانید و مثلا تاکنون به آقای ضرغامی از بابت نشر دروغهای آشکار رییس دولت کنونی اعتراضی نکردهاید، بیایید همچنان فرض کنیم مصداق بیاخلاقی تنها دیدن روی و موی برهنه و اندام دختران ایرانی و ایتالیایی در لباسهای تابستانی باشد. آیا شما از من (شهروندان) خطی یا وکالتی برای این قیمومیت دارید؟ اصولا این قیمومیت را شهروندان به چه مستندی به شما (و همفکرانتان) دادهاند؟ محدوده این قیمومیت تا کجاست؟ آیا علایق سیاسی من نیز مشمول آن میشود؟ آیا فکر نمیکنید بر مبنای همین قیمومیتهای نانوشته است که برادران گمنام اطلاعاتی و روسایشان خود را محق به کنترل اعمال و گفتار شما در دفترتان میدانند؟ بلکه مبادا از جاده راست و صراط مستقیم خارج شوید؟
آقای مطهری! یا خویشتندار باشید و از برادران گمنام اطلاعاتی خرده نگیرید، یا در اصل و اساس اندیشه قیمومیت بازاندیشی و در عقاید خویش بازنگری کنید. و الا مصداق ضرب المثل «یک بام و دوهوا» خواهید بود که خود از مصادیق بی اخلاقی است.
پینوشت:
«مجمع دیوانگان» مشتاقانه از انتشار یادداشتهای شما استقبال میکند. یادداشتهای وارده خود را به نشانی «arman.parian[at]gmail» ارسال کنید.
No comments:
Post a Comment